نمايش

:نمايش

نمايش در زبان فارسي ترجمه ي تئاتر است و آن هنري است كه از چند هنر ديگر تركيب يافته است. در نمايش بازيگران خود را به جاي قهرمانان و اشخاص داستان مي گذارند و وقايعي را كه بر سر قهرمانان آمده است با حركات و اعمال و گفتار خود يك به يك در روي صحنه مجسم مي كنند. در نمايش از ادبيات، موسيقي، نقاشي و معماري و برخي هنرهاي ديگر استفاده مي شود بنابراين آن را كامل ترين هنرها مي نامند.نمايش در سراسر گيتي به اشكال مختلف متداول است و در بعضي از كشورها سابقه ي آن به زمانهاي بسيار دور تعلق دارد.در ايران نيز نمايش از زمانهاي قديم متداول بوده است، نمايش حاجي فيروز، نوروزي بازي و…از قديم در عيد نوروز برگزار مي شده است. نمايشهاي سوگواري، نقالي، تئاتر روحوضي، تعزيه و شبيه خواني از ديگر اشكال نمايشي در گذشته بوده است.اصل و منشأ نمايشي را كه اكنون در سرتاسر جهان رواج دارد به كشور يونان نسبت مي دهند(هرچند كه پيش از آن نيز نمونه هائي موجود بوده است) يونانيان قديم خدايان متعددي داشتند و آنها را پرستش مي كردند و در اوقات خاصي براي بزرگداشت يا پرستش آنها جشن هائي ترتيب مي دادند. در اين جشن ها نمايشهائي نيز اجرا مي شد. محل اجرای نمايش اغلب دامنه ي تپه اي بود كه ميان آن فرورفتگي داشت. سينه ي تپه را پله پله مي كردند تا تماشاگران بر آنها بنشينند و در پايين، زمين مسطحي را به بازيگران وگروه خوانندگان اختصاص مي دادند. جمعيتي كه براي نمايش در محل گرد مي آمدند گاهي از بيست هزار نفرهم تجاوز مي كرد.نمايش در قرن پنجم پيش از ميلاد به اوج عظمت و اعتلاي خود رسيد و نمايشنامه نويسان بزرگي در اين قرن ظهور كردند.آشيل، سوفوكل و اوريپيد بعنوان مبدعان نمايشنامه نويسي نوين گوهري را در تاريخ بشريت نهادينه كردند كه امروزه با وجود پيدايش سينما و فيلم و نفوذ بي سابقه ي آن در همه ي كشورهاي جهان، نمايش اهميت و اعتبار خود را از دست نداده است و امروزه از جهت پرورش قواي ذهني كودكان و نوجوانان ارزش جديدي از نظر تربيتي پيدا كرده است.

 

تاريخچه:

بايد اعتراف كرد بدليل نبود امكانات چاپ و نگهداري اسناد در دوران قديم مدرك معتبر و مستندي از آن دوران كهن در هيچ زمينه ي هنري باقي نمانده است اما برخي منابع معتبر تاريخي به ما مي گويدكه در سال 1879 ميلادي فردي اسپانيائي در غارهاي آلتاميرا واقع در آمريكاي جنوبي قديمي ترين آثار هنري جهان را در قالب نقاشي مربوط به 10 تا 15 هزار سال قبل يافته است. نقاشي گرانبهائي كه انسان اوليه به منظور سحر و جادو براي موفقيت در شكار خود يا ثبت و جاودانه كردن آن موفقيت با كمك خاك رس، دوده ي آتش و كمي پيه ي شكار بر ديواري ترسيم نموده است. شكارچي كه از شكار باز مي گشت با ساير اعضاي خانواده دور آتش مي نشست! تصور كنيد كه او از جنگ هايش مي گويد، از نبردهايش مي گويد حتي ممكن است خود برخيزد و نمايش كوتاهي از شكار را به تنهائي بازي نمايد و يا حتي از يك عصر حجري ديگر هم بخواهد كه نقش شكار را بازي كند و او با نيزه اي ازجنس سنگ وي را شكار كند. اين چيزي جز تعريف نمايش نيست.چيزي جز تاريخ فراموش شده ي نمايش نيست!چيزي كه تاريخ نويسان با تمام خوبيهايشان در حق بشريت به فراموشي سپرده اند. ما در اين نمايش عناصر مورد لزوم و اصلي نمايش يعني داستان، فرم، تماشاچي، بازيگر، صحنه، كارگردان و…بخصوص ارتباط بین نمایش و تماشاچی را داريم.  

 

نمايشنامه:

نمايشنامه متني است كه نمايش از روي آن خوانده، تمرين و اجرا مي شود و آن يكي از انواع متون ادبي است كه براي نمايش تنظيم مي شود. در آغاز نمايشنامه بعد از آوردن نام آن، اشخاص نمايش يا شخصيت هاي نمايشنامه نام برده میشوند و سپس شرح مختصري از محيط داستان، سن و سال و قد و چهره ي اشخاص داده شده و بعد گفتگوي اشخاص آورده مي شود. كارها و حركات بازيگران داخل كروشه() و اگر حجم زيادي داشته باشد با حروف ريزتر چاپ مي گردد. نمايش اغلب به چند قسمت تقسيم مي شود و هر قسمت با پايين آمدن يا كشيدن پرده اي خاتمه مي يابدو قسمت بعدي با بالا يا كناررفتن پرده شروع مي شود، از اين رو هر قسمت از نمايش را ” پرده ” گويند.
چگونگي آرايش هر پرده هم در ابتداي هر پرده مي آيد.

هر پرده هم ممكن است به قسمت هاي كوچكتري تقسيم شود كه با روشن و خاموش شدن نور اعلام گردد كه به هر قسمت يك ” صحنه “گويند.

 

اجزاء اصلي نمايش:

هنر نمايش دو جز اصلي دارد.

1- داستان(محتوا):

داستان يا قصه يا محتوا همان حرفي است كه نويسنده قصد دارد آنرا القا نمايد.در حقيقت همان پيام نمايش است و بر دو نوع است:

الف:محتواي اصلي يا اورجينال كه از تخيل خود نويسنده بر اساس واقعيت يا حتي غير آن نشات مي گيرد، نظير روح داستاني حاكم بر بينوايان ويكتور هوگوكه براي اولين بار و توسط او مطرح شد.

ب:اقتباسي كه همان شكل برگرفته شده از يك كار هنري انجام شده است. براي فهم مطلب تصور كنيد هنرمندي از روي داستان ويكتور هوگو يك فيلم سينمائي بسازد.

2- ساختار دراماتيك(فرم):

ساختار دراماتيك اساسي ترين عنصر در هر اثر هنري است و به اين صورت تعريف ميشود: ارائه اثر به بهترين وجه بگونه اي كه بيشترين اثر را بر تماشاچي بگذارد.رمز آن هم چيزي جز كسب دانش مربوط به ساختار دراماتيك نيست! بخش عمده اي از آن در حيطه ي علم مي گنجد كه بايد در دانشكده هاي هنرهاي دراماتيك كسب كرد يعني زبان نمايش و راههاي استفاده از تكنيك هاي تئاتري اما بخش ديگر آن به شناخت، شعوروآگاهي خالق اثر بستگي دارد كه در قالب علمي نمي گنجد و بيشتر بعد هنري مد نظر است كه بايستي با مطالعه مداوم در ارتقا اين بينش كوشيد و قابل كسب در هر دانشكده اي نيست.

فضا در تئاتر

تئاتر عبارت است از يك فرايند ارتباطي ميان عوامل اجرايي (بازيگران وتكنسين هاي صحنه) و تماشاگر كه در تماشاخانه و يا تئاتر صحنه رخ مي دهد.

طراحي صحنه مركب از عناصر و نشانه هاييست كه در طي مدت اجراي نمايش در صحنه قرار مي گيرند.(عناصري از قبيل پروژكتور ها و پلكان، سكوها و …).البته در مبحث محيط بصري بايد بين طراحي صحنه و محوطه تئاتري كه در ادامه به طور مختصر به اين مقوله خواهيم پرداخت تفاوت قائل شد. لازم به ذكر است كه شكل و چگونگي معماري تئاتر در چگونگي شكل گيري طراحي صحنه تاثير مي گذارد.( مثلا در صحنه قاب عكسي،رديف صندلي هاي فيكس شده به زمين و چيدمان آنها ، خروجي ها و علائم و پرده هاي حاشيه و …)و اما يك فضاي تئاتري داراي چه ويژگي هايي است؟

 

تقسيمات فضايي:

فضاي تئاتر به دو قسمت تقسيم مي شود:

۱- مكاني براي تماشاگر كه جايگاه تماشاگران(Auditorium)ناميده مي شود.

2- مكاني براي شخص مورد تماشا (اجراگر) كه صحنه ناميده مي شود.

جو ميلزاينر (Joe Mielziner) طراح صحنه آمريكايي معتقد است. تمامي فضاهاي داخلي تئاتر ها داراي ۲محوطه لاينفك هستند. يكي جايگاه تماشاچي كه به صورت مجزا براي تماشاگران طراحي شده و ديگري كه براي ساخت (خلق اثر)طراحي شده كه آنرا به عنوان صحنه مي شناسيم.

در تعريفي ديگر مي توان فضاهاي فوق را به همراه فضاهاي كمكي شان اينگونه تقسيم بندي نمود.

۱- الف) جايگاه تماشاگر (Auditorium) : فضايي براي حضار كه تماشاگر ان نمايش هستند. 

ب ) فضاهاي كمكي تماشاچيان(Audience auxiliary space) لابي ، گيشه بليط، سالن استراحت و سرويس بهداشتي محوطه اي كه تماشاچيان آماده ديدن نمايش مي شوند.

2- الف) صحنه Stage : فضايي براي اجراي نمايش (بازيگران) و عناصر ديداري 

ب) فضاهاي كمكي صحنه (Performer’s (auxiliary spaces رخت كن، پشت صحنه،اتاق نور،كارگاهها ، فضاهايي كه بازيگران و اشيائ صحنه در آن آماده مي شوند.