خلاصه تاریخ هنر تئاتر جهان ازابتدا تا به شکسپیر
خلاصه تاریخ هنر تئاتر جهان ازابتدا تا به شکسپیر
این بار برای شما مقاله کامل و خلاصه از تاریخ هنر تئاتر جهان از اول تا به حال را قرار دادیم که بسیار زیبا و کامل می باشد اگر از علاقمندان به تاریخ و تئاتر هستید این مقاله زیبا را از دست ندهید.این مقاله ی تحقیق کامل راجع به تاریخ تئاتر در ۲۵۰۰ سال اخیر می باشد.
تئاتر یونان باستان (۴۰۰ الی ۵۰۰ قبل از میلاد)
۱- تئاتر یک کلمه یونانی است به معنای تماشا کردن و دیدن. هنر تئاتر ریشه در یونان باستان، سده چهارم و پنجم قبل از میلاد مسیح دارد.
۲- یونانیان اعتقاد به یک خدای واحد نداشتند و انسان را مرکز توجه خود قرار می دادند. تا جایی که « پروتاگوراس» ( پادشاه یونانی) علنا اعلام کرد: « انسان میزان همه چیزهاست.»
۳- اندیشه یونانی درگیر اعتقاد به عقلانی بودن انسان از یک سو و عناصر غیر قابل درک از سوی دیگر بوده است. روی هم رفته می توان اذعان کرد که در اندیشه یونانی انسان به مقام والایی رسیده بود، زیرا میانه انسان وخدا بودن بدون اخطار قبلی می توانست بر هم خورد. چنین بینشی بود که مروج درام (نمایش) شد.
ویژگیهای تئاتر در یونان باستان
۱- در یونان باستان به علت بزرگ بودن فضای اجرای نمایش (که البته در پای کوه بود) و فاصله ای که بین تماشاگر و بازیگران به وجود می آمد، صدا از اهمیت ویژه ای برخوردار بود و معیار بهترین بازیگر زیبای و رسا بودن صدا بود.
۲- برای بازیگران یونانی حالت چهره اهمیتی نداشت چون همیشه صورتکی (ماسک) بر چهره داشتند. علاوه بر این بزرگی مکان اجرای تئاتر اساسا از تاکید بر حالت چهره (میمیک) می کاست.
۳- حرکات بدن در بازیگران یونان باستان، حرکاتی قراردادی و ژستهایی (اطوار) ساده و قابل فهم برای تماشاگران بود.
۴- در نمایشهای یونان باستان، بازیگر معمولا بیش از یک نقش را در نمایش بازی می کرد، و حتی نقش زنان را مردان جوان بازی می کردند و نویسندگان مسئولین جمع آوری گروه را داشتند وحتی بازی نیز می کردند.
سیر تکاملی تئاتر یونان
۱- تئاتر یونان باستان به شکل همسرایی بوده است، یعنی حدود پنجاه بازیگر رو به تماشاگران می ایستادند و نمایش را بصورت آواز، تحریر و دکلمه برای تماشاگران اجرا میکردند، که « تسپیس» اولین بازیگر و بوجود آورنده دیالوگ در تئاتر یونان باستان می باشد. و در ادامه دومین بازیگر توسط «اشیل» و سومین آن توسط « سوفوکل» افزوده شد و بدین ترتیب دیالوگها و ایجاد رابطه بین بازیگر شکل کاملتری به خود گرفت.
۲- « فن شعر ارسطو» بعنوان اولین کتاب نقد تئاتر نوشته شد.
قرون وسطی (۴۷۶ م – ۱۴۰۰ م)
قرون وسطی ۴۷۶ میلادی (از سال سقوط امپراطوری روم غربی) آغاز و تقریبا تا ۱۴۰۰ میلادی (فتح قسطنطنیه) ادامه داشته و مجموعا به مدت حدود ۱۰ قرن طول کشید.
درام قرون وسطایی طی ۶۰۰ سال به حیات خود ادامه داد و رفته رفته پیچیده و وسیع شد. از نمایشهای ساده عبادی و سرگرمی های رایج نمایشی در سده دهم به مجموعه های بزرگ نمایشی، راهپیمایهای بزرگ مردمی و درباری و سرانجام نمایشهای غیر مذهبی در سده شانزدهم تحول یافت.
علل ناپدید شدن تئاتر قرون وسطی
۱- مهمترین علت این امر وجود تضادهای داخلی در کلیسا بود، که موجب ضعف کلیسا شد. در سال ۱۲۰۰ میلادی، مرجعیت پاپ چه در امور مذهبی و غیر مذهبی در همه کشورهای مسیحی پذیرفته شد و قدرت کلیسا به اوج رسید.
۲- افزایش آموزش غیر مذهبی از طریق دانشگاه ها، باعث شد تا شک در سراسر اروپا سایه اندازد و اعمال کلیسا مورد سئوال قرار گیرد.
۳- ممنوع شدن اجرای کلیه نمایشهای مذهبی در سال ۱۵۵۸ م توسط الیزابت اول؛ بی تردید تئاتر نمی توانست از اقدامات «جنبش اصلاح دینی» برکنار بماند.
در سال ۱۵۳۴ م هنری هشتم از کلیسا روم جدا شد و موجب جدالهای تلخی گردید و در این جدالها درام به عنوان سلاحی برای کوبیدن یا دفاع کردن از پاره ای از تعصبات بکار برده شد. در سال ۱۵۵۸ م الیزابت اول پس از رسیدن به سلطنت اجرای کلیه نمایشهای مذهبی را ممنوع کرد تا این جدالها خاتمه یابد و کسی از تئاتر مذهبی به عنوان سلاحی برای کوبیدن و یا دفاع کردن از تعصبات مذهبی استفاده نکند.
تغیرات اجرای نمایش پس از ممنوعیت
۱- درام نویسان ناچار شدند که موضوعات غیر مذهبی رو آورند و این امر خود موجب احیای آثار یونان گردید، که سبک نئوکلاسیک بوجود آمد.
۲-روی آوردن درام نویسان به مسائل مورد علاقه ملی و ویژه کشور خود.
۳- نظارت و حمایت فعالانه کلیسا، شهرداری، بازرگانان، که نمایشها را تصویب و تهیه می کردند از بین رفت و تئاتر تجاری یا هنری رونق یافت.
عوامل زایش رنسانس
۱- همان نیروهایی که در سرنگونی فرهنگ قرون وسطایی عمل می کردند، در زایش رنسانس نیز دست داشتند: سقوط فئودالیسم، رشد شهر نشینی، قدرت گرفتن شاهزادگان، ایستادگی در مقابل تعالیم و عوامل زندگی کلیسایی، رشد مکتب انسان گرایی، از عوامل پیدایش رنسانس است.
۲- شاید رنسانس یا نوزایی بیش از هر چیز با رشد انسانگرایی و احیای اسلوبهای جهان کلاسیک پیوسته باشد. انسانگرایی یعنی بازگشتی است به ارزشهای انسان و زندگی زمینی او.
۳- فساد دستگاه پاپ باعث نفوذ غیر مذهبی ها در کلیسا شد.
ویژگیهای هنر تئاتر رنسانس
۱- مباحث انجیلی و دین شناسانه (قرون وسطی) جای خود را به اساطیر جهان کلاسیک، تاریخ و داستانهای تخیلی سپرد.
۲- رشد اندیشه «انسان گرایی» در نویسندگان وهنرمندان سبب گردید تا نویسندگان به ارزشهای دراماتیک نمایشنامه کلاسیک توجه نشان دهند و تقلید از آثار کلاسیک متون باستان را آغاز کنند.
ویژگیهای هنر تئاتر رنسانس در ایتالیا
۱- فرمانروایان ایتالیا درسال ۱۴۸۵ م حمایت از درام نویسان را آ غاز کردند و در تهیه نمایشنامه های یونان و یا تقلید از آنها سرمایه گذاری نمودند.
۲- پدید آمدن تراژدی بومی وکمدی بومی در ایتالیا پس از رنسانس و مطرح شدن آن بعنوان الگوی درام کشورهای دیگر.
۳- پدید آمدن درام «پاستورال» (روستایی) در ایتالیا و پیدایش شیوه « منریسم» و « باروک».
اولین تراژدی بومی در ایتالی
۱- تراژدی « سوفو نیسبا» (۱۵۱۵ م) اثر « جانجو جوتر یسنیو» نخستین تراژدی بومی در ایتالیا محسوب می شود. از ویژگیهای این تراژدی می توان به الگو پذیری آن از تراژدیهای یونان اشاره کرد. دیگر اینکه نویسنده، از پانزده همسرا استفاده نموده ونیز از تقسیم تراژدی به پردههای مختلف اجتناب ورزید.
________________________________________
نمایشهای ایتالیای در دوره رنسانس
این نمایشها به دو دسته تقسیم می شوند:
۱- نمایشهای رسمی: که از ترجمه های آثار یونانی و لاتین تا کمدیها و تراژدیهای بومی را در بر می گرفت. مشهورترین کمدی « مهر گیاه» است اثر « نیکلا ماکیاولی». از خصوصیات این کمدی ترکیب عناصر سنتی با مسائل مختلف آن زمان ایتالیا می باشد. داستان این کمدی اغوای زنی شوهردار است.
۲- نمایشهای عامیانه ( کمدیادلارته، پاستورال): درام پاستورال فرمی تئاتری است که بیشتر در دوران رنسانس و باروک شکوفا گردید. این فرم متاثر از ادبیات کلاسیک و قرون وسطی بوده و در اصل به سرزمین ایتالیا وابسته است که سریع در سراسر اروپا فراگیر شد.
فرم این نوع درام سرشار بود از میل به سوی هماهنگی روحی، عشق و شور به زندگی زمینی، میل به ایجاد یک هارمونی تیپیک معاصر خویش در درون نمایش. تاثیر پاستورال برروی فرم تئاتری تراژدی، کمیک و کمدیا دلارته، قابل تشخیص است. در تئاتر پاستورال موسیقی نقش ویژه ای دارد که بعدها بر روی ملودرام تاثیر می گذارد.
اینترمتسو (میان پرده های ایتالیایی)
میان پردههای ایتالیایی از سرگرمی هایی که در مواقع خاصی در دربار اجرا می شدند، سرچشمه گرفته اند. این نمایشها نخست در اواخر سده پانزدهم همراه کمدی ها اجرا می شدند.
میان پرده ها در بین فاصله پرده های یک نمایش اجرا می شدند. به عنوان مثال: چهار میان پرده وجود داشت که در بین پنج پرده درام ها و در زمان تنفس اجرا می شد.
در ابتدا اجرای نمایشهایی چنین پر زرق و برق و تمثیلی وسط یک نمایش دراماتیک مورد اعتراض بود، اما در سال ۱۵۷۰ م میان پرده ها از نمایش اصلی محبوبتر شدند.
در آغاز میان پرده های گوناگونی که در وسط درام اجرا می شدند با درام اصلی، و نیز با یکدیگر ارتباطی نداشتند. اما بتدریج هم به یکدیگر و هم به درام اصلی ارتباط داده شدند.
در اواخر سده شانزدهم میان پردهها برای خود، نمایشهایی مستقل و چهار پرده ای شدند که در زمان تنفس درام اصلی اجرا می شدند.
اپرای ایتالیا
اپرا یکی از اشکال ویژه نمایشی ایتالیا محسوب گردید. در طول رنسانس، در ایتالیا «فرهنگستان» و انجمنهای فرهنگی بسیاری تاسیس شد و مردانی با علاقه های علمی و هنری مشترک در آن گرد آمدند و از دل این انجمنها از جمله انجمن «کامراتای فلورانس» بود که اپرا زاده شد.
خواندن سرودها به آواز، خواندن گفتارها به آهنگ ساده و کشیده در تعزیه های مسیحی قرون وسطی معمول بود. بر همین مبنا در سال ۱۴۲۲ م « پولیزیانو» یک شعر نمایشی به نام « افسانه ارفه» برای موسیقی می نویسد.
این موضوع گروه شاعران و موسیقی دانان را که در شهر فلورانس گرد آمده بودند تا با مطاله آثار کلاسیک، امکانات ایجاد یک هنر نو را ارزیابی کنند، وادار می کند تا ارزشهای موزیکال نمایش کلاسیک را مورد مطاعه قرار دهند.
اعضای انجمن کامراتا به موسیقی یونان و رابطه آن با درام توجه داشتند. اعضای این گروه با مطالعه آثار نمایشی یونان باستان به این نتیجه می رسند که شخصیتهای نمایش یونانی موزیکال بوده و دیالوگها نیز قابلیت خواندن به آواز و یا دکلمه شدن را دارند. این کشف آنها را به خلق یک نوع درام موزیکال راهنمایی می کند.
ویژگی های اپرا
۱- دیالوگها و قطعات همسرایی همراه موسیقی تحریر می شدند و موسیقی در درجه اول برای بالا بردن تاثیر دراماتیک دیالوگ مورد استفاده قرار می گیرد.
۲- اپرا یک فرم نمایشی است که بازی به همراه آوازهای کلاسیک اجرا می شود.
۳- بازیگران اپرا باید از قدرت شناخت موسیقی و بیان آوازی برخوردار باشند.
۴- تک خوانهای اصلی، تک خوانهای دوم، گروه کر، رقصندگان و بازیگران فرعی (سیاهی لشگر) همگی سر صحنه حاضرند.
۵- بازیگران فرعی بازیگرانی هستند که آواز نمی خوانند اما بطور مثال نیزه در دست می گیرند تا ازدحام و شلوغی را در صحنه ایجاد کنند.
۶- در اپرا یک طرح داستانی خوب آن است که عقلانی نباشد، زیرا آدمها هنگامی که عقلانی باشند آواز نمی خوانند.
۷- شخصیتهای داستان اپرا آدمهایی هستند اسیر شهوت، اسیر عشق، نفرت، انتقام جویی و…
تئاتر انگلستان
انگلستان دیرتر از جاهای دیگر اروپا از قرون وسطی بیرون آمد و وارد رنسانس شد. انگلستان در ابتدای دوره الیزابتی وارد رنسانس شد.
الیزابتین
ملکه الیزابت در سال (۱۵۵۸ م) بر تخت سلطنت نشست. او لاتین و یونانی می دانست و به زبانهای فرانسه، اسپانیایی و ایتالیایی نیز آشنایی داشت و به همین خاطر آثار کلاسیک بطور جدی مورد توجه قرار گرفت.
سلطنت ملکه الیزابت اول تا سال ۱۶۰۳ م بود ولی روح هنر و ادبیات الیزابتی تا ۱۶۴۹ م ادامه یافت. تاثیر ملکه الیزابت بر هنر وادبیات انگلستان چندان عمیق بود که نمایش انگلیس در آن دوره را بسیاری از محققان «الیزابتین» نامیده اند.
درام در دوره الیزابتین
۱- تراژدی کلاسیک: آثاری بودند که با اقتباس از آثار کلاسیک و بیشتر آثار یونانی نوشته می شدند.
۲- تراژدی ملی: مشهور ترین چهره تراژدی ملی « شکسپیر» می باشد، با آثاری نظیر هملت، اتللو، مکبث، جولیوس سزار…
۳- انواع کمدی: الف) کمدی روستایی ب) کمدی جادویی ج)کمدی بورژوایی
در زمینه کمدی بجز آثار زیبایی که توسط شکسپیر نوشته شده اند، باید از « بن جانسن» نام برد با آثاری به نام « ولپن، کیمیاگر».
۴- نمایشهای تاریخی: نمایشنامه هایی که بر ساس روایت تاریخی نوشته شده اند. برخی از آثار تاریخی شکسپیر مانند: هنری هشتم، ریچارد سوم و بعضی نمایشنامه های تاریخی دیگر در این گروه قرار می گیرند.
ویلیام شکسپیر ( ۱۵۶۴ م- ۱۶۱۶ م)
«شکسپیر» در26 آوریل سال ۱۵۶۴ م در استراتفورد، در انگلستان به دنیا آمد و مرگ او در ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ م می باشد و در کلیسای « ترینتی» دفن شده است.
شکسپیر بنیانگذار تراژدی مدرن بعد از رنسانس است. او بیشتر از همه نویسندگان دوره خود تمامی جنبه های تئاتر را مستقیما تجربه کرده بود. طول زندگی وی با حکومت الیزابت اول و جیمز اول مصادف بوده است.
ویژگیهای آثار شکسپیر
۱- شکسپیر داستانهایش را از منابع گوناگون ( تاریخ، اسطوره، افسانه، قصه و نمایشنامه) گرفته است. اما آنچنان فضا و موقعیت دراماتیک برای آنها بوجود آورده است که کاملا متعلق به آثار او شده اند.
۲- در نمایشنامه های او موقعیتها و شخصیتها همواره بصورتی واضح و روشن در صحنه های ابتدایی ( صحنه اول ودوم) تشریح می شوند و حرکت نمایشی عمل نمایشی، از طریق این موقیعت به شکل منطقی رشد می کند، تحول می یابد و ظاهر می شود.
۳- معمولا چند داستان در ابتدای نمایشنامه در هم بافته می شوند و تا حدی مستقل از یکدیگر این داستانها به پیش می روند، ولی در نهایت در پایان نمایشنامه به هم متصل می شوند و پیوند می خورند. بطوری که حل یکی از مسائل و نتیجه یکی از داستانها منجر به حل مسئله ای دیگر و سر انجام داستانی دیگر می شود و به همین ترتیب نتیجه نهایی نمایشنامه حاصل می شود. یعنی از طریق یک کثرت آشکار به وحدت می رسد.
۴- او در حرکت صحنه، آزادانه از زمان و مکان استفاده می کند. معمولا در یک نمایش، ماهها و سالها در مکانی جداگانه سپری می شود تا احساس زندگی در حال تکامل در درون صحنه های نمایشنامه داشته باشیم.
۵- بازیگران او در قالب شخصیتهای دقیقی تراشیده شده اند که از نادانی، حماقت تا پادشاهی و قهرمانی و دانایی، از جوانی و بیگناهی تا پیری و فساد تجسم می شوند. نگاه دقیق شکسپیر بر رفتار آدمی و عمل کرد او در دنیا برای همه انسانهای بعد از او هنوز ارزشمند و آموزنده است.
۶- دیالوگ شاعرانه و جاندار او هم حالات روحی و روانی عقاید ویژه ای را مطرح می کند و هم زبان تصویری موجز او باعث شکوفایی ذهنیتهای پیچیده ای می شود که موقعیت دراماتیک را بلافاصله با همه هستی پیوند می زند.
۷- نمایشنامه های شکسپیر از ساختمان پنج پرده ای برخوردارند و هر پرده ازسه تا هفت صحنه تشکیل شده است.
۸- شکسپیر اصول وحدت سه گانه را رعایت نمی کند و انسان گرایی و انسان محوری از دیگر ویژگیهای آثار اوست.
نمونه هایی از نمایشنامه های شکسپیر
۱- تراژدی: اتللو، شاه لیر، هملت، مکبث
۲- کمدی- تراژدی : رومئو و ژولیت، ترویلوس و کوسیدا، طوفان
۳ – کمدی : رویای نیمه شب تابستان، شب دوازدهم
۴- تاریخی : هنری ششم، ریچارد سوم، شاه جان، هنری چهارم .
شهرت شکسپیر در اواخر سده هفدهم آغاز و در سده هجدهم به اوج رسید.